تبلیغات
سایت علمی ، سرگرمی ، پزشکی ، خواندنی ، تفریحی ، تبلیغی « نیاز روز » - فرهنگ آپارتمان نشینی
 
خوشبختی از آن كسی است كه در پی خوشبختی دیگران باشد .

فرهنگ آپارتمان نشینی

نوشته شده توسط :البرز محبی
یکشنبه 24 مرداد 1389-02:52 ب.ظ

                    
فرهنگ آپارتمان نشینی و برخورد با همسایه
مقدمه   

 در این پژوهش با توجه به اهمیت روابط همسایگان با یكدیگر ورعایت حقوق آنها از سوی یكدیگر تلاش كردیم به پاره ای از حقوق همسایگان از لسان روایات اشاره كرده وبا بیان چگونگی روابط كنونی همسایگان در دنیای امروز به نقاط قوت و ضعف آن اشاره كنیم .و آنچه كه موجب قوت بیشتر نقاط مثبت میشود بیان كرده و شیوه های از بین بردن نقاط منفی روابط همسایگان را به صورت كاربردی با استفاده از روایات و تجربیات شخصی بیان كنیم. در این تحقیق از شیوه موردی و كتابخانه ای استفاده شده است و در روش كتابخانه ای از منابع معتبر روایی سود جسته ایم .

در برخی از موارد تجربیات شخصی و مشاهدات عینی در تحقیق  ذكر شده است .امید است با مطالعه این مجموعه كوچك انگیزه ای پیدا كنیم تا به صورت گسترده تر پیرامون مسأله مهم همسایه و حقوق آن به پژوهش پرداخته و عملا به رعایت حقوق یكدیگر مبادرت كنیم .از آنجایی كه همسایگان حق بزرگی بر گردن ما دارند از خداوند می خواهیم ما را در ادای این حقوق یاری كند تا انشاءالله با اعمال نیكو در سرای باقی در كنار همسایگان خدا جایگاهی بیابیم چنانكه مولا علی علیه السلام میفرماید :

 «فبادروا باعمالكم تكونوا مع جیران الله فی داره رافق راسله و ازارهم ملائكته و اكرم اسماعهم ان تسمع حسیس نار ابداو صان اجسادهم ان تلقی لغوبا ونصبا و ذلك فضل الله یؤتیه من یشاء و الله ذو الفضل العظیم»(1)

 پس با اعمالتان بشتابید كه در كنار همسایگان خدای ودر سرای خاص او جایگاهی بیابید سرایی كه دیدار كنندگان ساكنانش پیامبران دوستان و فرشتگان خدایند و خداوند گوشهایشان را ارجی فراتر از آن داده است كه با زوزه آتش آزرده شوند وبدنهاشان را نیز از هر سختی و رنجی مصون داشته است و...این امتیاز خدایی است كه به هر كه خواهد ارزانی دارد و خدای را برترین عظمت باشد

       فرهنگ برخورد با همسایه در اسلام 

   واژه فرهنگ در فارسی معادل كلمه "ثقاخه "در عربی و   cultureدر انگلیسی است. در علوم انسانی كمتر واژه ای را میتوان یافت كه در معنای آن وفاقی وجود داشته باشد واژه فرهنگ نیز چنین است .

 معنای لغوی :

 این كلمه در اصل به معنای كشت وكار و پرورش جسمی بوده است كه در برخی اصطلاحات و تركیبات نیز هنوز در همین معنا به كار میرود . در زبان فارسی فرهنگ گر چه كلمه ای مركب از فر به معنای (لوز بزرگی و شركت )و هنگ به معنای (سنگینی و وقار قصد واراده آهنگ كاری و چیزی را كردن قوم وقبیله فوج سیاه )میباشد .اما به شكل مركب آن در معنای دیگری همچون دانش و فرزانگی خرد و عقل سلیم تدبیر و سنجیدگی كتاب لغت ادب و اخلاق و آموزش و پرورش آمده است .شاید آنچه در معنای فارسی بیشتر از این واژه مراد میشود همین دو معنای اخیر است .با فرهنگ درزبان رایج مردم ما بیانگر كسی است كه آشنا به مبادی اخلاق و آداب و رسوم اجتماعی و خوش مشرب است اهل ارتباطات اجتماعی مناسب است و كسی كه چنین ویژگی ای ندارد بی فرهنگ خوانده میشود .

معنای اصطلاحی :

فرهنگ مجموعه ای از هنجارها، قوانین و عادات، آداب و رسوم، عقاید و باورها و ارزشها و الگوهای ارتباطی و نیز امور مادی ارزشمند و معقول یك جامعه است كه افكار احساسات و رفتاراعضای آن اجتماع را شكل میدهد ویا به نوعی تحت تأثیر قرار میدهد .

 عناصر فرهنگ

 استخراج عناصر فرهنگ و تبیین آنها گذشته از آنكه ما را بیش ازپیش با مفهوم فرهنگ آشنا می سازد و در تبیین كاركردهای آن نیز مؤثر است .علاوه بر این دارای كاربرد علمی نیز میباشد و در برنامه ریزی برای حفظ تثبیت و ترویج فرهنگ نیز مدیران فرهنگی را مدد میرساند مهمترین عناصر فرهنگ عبارتند از:

 الف )هنجارها  : 

      هنجار به معنای معیار  و الگو میباشد .هنجارها نه تنها تعیین كنند ه نوع رفتارهایی هستند كه در شرایط خاصی باید انجام شود یا نباید انجام شود بلكه بر اساس هنجارها میتوان رفتارها ی افراد را در موقعیتهای زمانی و مكانی مختلف پیش بینی كرد .هنجارها گاهی الزامی است مانند رعایت جان ومال دیگران .گاهی مرجح است مانند پرهیز از خلف وعده و گاهی مجاز است مانند نحوه معاشرت با اعضای خانواده .هنجارها شامل شیوه های قومی یا عادات روزانه و آداب و رسوم اخلاقی میباشد .

ب )ارزشها:

   ارزش عبارت است از بار معنایی خاصی كه انسان به برخی اعمال پاره ای حالتها و بعضی پدیده ها نسبت میدهد و برای آن در زندگی خود جایگاه و اهمیت ویژه ای قائل است .

ج )عقاید و باورها

      ویژگی های فرهنگ:

   یكی از فواید شناخت این ویژگیها این است كه میتوان بواسطه آن امور فرهنگی رااز امور غیر فرهنگی تمیز داد .از سوی دیگر با شناخت این ویژگیها با راههای ترویج و تثبیت و انتقال فرهنگ آشناتر خواهیم شد .

 الف)پذیرش اجتماعی        

  زمانی یك فرهنگ تحقق پیدا میكند كه راجع به همان موضوع خاص مورد پذیرش و مقبولیت اجتماعی قرار گرفته باشد در واقع از سد مقبولیت فردی گذشته باشد . بسیار امور مقدسی هستند كه نزدیك فرد مقبولیت دارند اما زمانی این امور به شكل فرهنگ در می آید كه به مقبولیت اجتماعی نیز برسد .

 ب)اكتسابی بودن

    فرهنگ چیزی نیست كه از طریق وراثت وژن به افراد منتقل شود بلكه فرهنگ یك امر اكتسابی است و درقالب تعلیم و تربیت فراگرفته میشود .

  ج)تحول پذیری

      عوامل مؤثر در فرهنگ   

     مقصود از عوامل مؤثر در فرهنگ عواملی است كه از یك سو ممكن است باعث پویایی و باروری وتثبیت یك فرهنگ گردد و از سوی دیگر ممكن است تضعیف و انحطاط یك فرهنگ را به دنبال داشته باشد كه این عوامل را به سه دسته تقسیم میكنیم  .

   الف.عوامل ذاتی

     قبلا گفتیم كه فرهنگ از عناصری تشكیل شده است. در واقع یك فرهنگ برای اینكه از لحاظ مقبولیت افزایش یا كاهش داشته باشد و همچنین شدت و ضعف مربوط به عناصر  آن و نحوه ارتباط و انسجام آنها با یكدیگر میباشد .

 هماهنگی عناصر تشكیل دهنده         

       اگر عناصر فرهنگ از جمله هنجارها ارزشها و عقاید و باورها با یكدیگر هماهنگی بیشتری داشته باشند درجه قوت و كارآمدی آنها نیز بیشتر خواهد شد .ولی اگر به عنوان مثال هنجارها در جامعه به صورت الزامی یا توصیه ای مطرح باشند اما عقاید وارزشها باآن هماهنگ نباشد رعایت آزادانه هنجارها نیز تضمین نمیشود .

درجه قوت عناصر فرهنگ           

هر میزان كه عناصر فرهنگ از قوت بیشتری برخوردار باشند تأثیر پذیری آنها از عوامل مخرب كاهش پیدا میكند .

 انعطاف پذیری و پاسخگویی به نیازهای بشری

از آنجایی كه انسان موجودی متغیر است و نیازهای او نیز ثابت نمیباشد لذا فرهنگ باید در مقاطع مختلف پاسخگوی نیازهای متغیر آدمی باشد در غیر این صورت تلاش برای تثبیت و یا ترویج آن راه به جایی نبرده و زمینه تحقیر فرهنگ و هضم شده آن در فرهنگهای بیگانه فراهم خواهد شد .

   جذابیت و دلنشینی     

 عناصر فرهنگ از جمله عقاید و باورها و...باید جذاب و دلنشین باشند چرا كه این عامل در تثبیت این عناصر و عمل به آنها تأثیر بسزایی دارد .

 ب.عوامل درونی

  فرایند جامعه پذیری  

 فرایند جامعه پذیری یا اجتماعی شدن عبارتست از جریانی كه به بركت آن انسانی در طول دوران حیات خویش تمامی عناصر اجتماعی –فرهنگی محیط خود را فرامیگیرد و درونی میسازد و با ساخت شخصیت خود تحت تأثیر تجارب و عوامل اجتماعی معنا دار یگانه میسازد تا خود را با محیط اجتماعی كه باید در آن زیست نماید تطبیق دهد .عوامل مؤثر در جامعه پذیری عبارتند از آموزش وپرورش ،  تبلیغات ، نهادهای گوناگون از جمله خانواده  مربیان و روحانیون صدا وسیما و...

 نظارت وكنترل اجتماعی

  با وجود فرایند جامعه پذیری امكان اینكه افراد برخی از عناصر فرهنگی را محترم شمارند و جود دارد لذا برای حل این مشكل باید از فرایند نظارت و كنترل اجتماعی مدد بگیریم .بخشی از این واكنشها همان مجازاتها ی دولتی است كه به شكل قضایی ویا اداری بسته به نوع رفتار افراد اعمال میشود .بخش دیگر این فرایند توسط آحاد و گروههای اجتماعی به اجرادر میآید كه در لسان روایات از آن  تحت عنوان امر به معروف ونهی از منكر یاد میشود .

     فرهنگ همسایه داری در اسلام      

 خطوط كلی آداب معاشرت در اسلام

  در دیدگاه اسلامی جامعه وروابط انسانی آن رنگ الهی به خود میگیرد و همه چیز در جهت نیل به هدف غایی آفرینش میباشد همان هدفی كه كمال مطلوب اوست لذا جامعه برای انسان همانند صحنه آزمایشی میباشد كه او میتواند در این صحنه با ایجاد روابط صحیح و انسانی به همنوعان خود صفات نیكویی را كه مورد توجه و رضایت حق تعالی است در خود پرورش دهد و از سوی دیگر صفات ناپسند و رذا یل اخلاقی را كه موجب سقوط و انحطاط وجود ارزشمند اوست از وجود خویش پاك كنند .آداب همنشنی با دیگران را میتوان در دو مرحله اندیشه و عمل خلاصه كرد:

 الف .مرحله اندیشه               

  از دیدگاه اسلام روابط اجتماعی انسانها در مرحله اندیشه بر اصول خیر خواهی   محبت و مودت  ،   حسن ظن  ومانند آن مبتنی است یعنی مسلمانان باید صفحه اندیشه خود را نسبت به سایرین نیكو سازد .اندیشه خیر خواهی نصیحت  دوستی و سعادت آنها را در سر داشته و از نقشه كشی و توطئه چینی بر ضرر آنان بپرهیزد .

امیر مؤمنان علیه السلام میفرمایند: 

 "ان الله سبحانه یحب ان تكون نیت الانسان للناس جمیله "

خدای سبحان دوست داردكه نیت انسان درباره همنوعانش نیكو باشد.

  ب . مرحله عمل

 اسلام در مرحله عمل برای تنظیم روابط اجتماعی انسانها آداب و وظایفی قرار داده و پایه آن را بر ایمان به خدا و تقویت روح فضیلت و انسانیت بنا نهاده است .تعالیم اسلام در این زمینه بقدری دقیق و هماهنگ با فطرت انسان است كه اگر به آن عمل شود و معاشرتها رنگ انسانی الهی به خود گیرد سیمای زندگی عوض میشود بسیاری مایلند در ارتباط با همنوعان خویش زندگی موفقی داشته باشند ولی به جهت نا آگاهی از چگونگی آداب معاشرت ونیز عدم رعایت این آداب توانایی برقراری روابط مناسب و اسلامی را از دست میدهند و به ناچار منزوی میشوند .بنابراین شناخت این آداب در مرحله عمل و توانایی ایجاد ارتباط مناسب با قشرهای مختلف جامعه براساس بینش مكتبی از اهمیت بسیاری برخوردار است خطوط كلی آداب معاشرت در مرحله عمل این است كه انسان رفتار خود را با دیگران نیكو سازد انصاف را رعایت كرده آنچه برای خود می پسندد برای دیگران نیز بپسندد و آنچه برای خود دوست نمیدارد برای دیگران نیز نپسندد با آنان مدارا كند به امور آنان اهتمام ورزد به نفع آنها حركت از تك روی بپرهیزد با آنها همكاری داشته باشد و...

امیرمؤمنان علی علیه السلام در وصیت خود به امام حسن علیه السلام به بخشی از این خطوط كلی اشاره كرده میفرماید :

 اجعل نفسك فیما بینك و بین غیرك فاحبب لغیرك ما تحب لنفسك و اكره له ما تكره لها و لا تظلم كما لا تحب ان تظلم و احسن كما تحب ان یحسن الیك               

   خویشتن را میان خود و دیگران میزان قرار ده آنچه را برای خود میخواهی برای دیگران بخواه وآنچه را برای خود خوش نمیداری برای دیگران نیز خوش ندار .به كسی ستم نكن چنانكه دوست نداری به تو ستم شود و نیكی كن همانگونه كه دوست داری به تو نیكن شود .

امام صادق علیه السلام در ترسیم آن خطوط كلی میفرماید :

خالطواالناس و اتوهم و اعینوهم ولا تجانبوهم و قولو ا لهم كما قال الله تعالی "وقولو اللناس حسنا "    

با مردم بیامیزید و در اجتماعشان شركت كنید و آنها را در كارها یاری نمایید منزوی نشوید و از جامعه كناره نگیرید و با آنان چنان سخن بگویید كه خدا فرموده است   با مردم به خوبی سخن بگویید . 

اثر مطلوبی بجا گذاشته اند .



دنبالک ها: فرهنگ آپارتمان نشینی 


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox