تبلیغات
سایت علمی ، سرگرمی ، پزشکی ، خواندنی ، تفریحی ، تبلیغی « نیاز روز » - حراج تمدن ها
 
خوشبختی از آن كسی است كه در پی خوشبختی دیگران باشد .

حراج تمدن ها

نوشته شده توسط :البرز محبی
پنجشنبه 14 مرداد 1389-09:23 ق.ظ

                                   

حراج تمدن ها

برگرد...

چوب حراج زدن به آثار ارزشمند تمدن ایرانی كه در آمریكا به امانت مانده بود، آخرین حربه علیه ما محسوب می شد. اما این جا می خواهیم ببینیم این الواح چه هستند و چه چیزی را نشان می دهند؟

فروردین سال 1376 (مارس 1997) (در پی یک جریان سیاسی که از بیان آن در این سایت معذورم - توضیح مدیر سایت) دادگاه فدرال آمریكا ایران را به پرداخت 423 میلیون دلار محكوم نمود. قرار شد این پول از راه فروش اموال ایران در آمریكا مثل آثار باستانی ایران در دانشگاه شیكاگو تأمین شود. كار پیگیری ماجرا را هم به دیوید استركمن، وكیل آمریكایی دادند.
این ماجرا، تقریبا مسكوت بود تا این كه استركمن، كار خودش را كرد. او توانست مخ هیأت منصفه دادگاه ایلینوی را بزند و دستور توقیف تمامی آثار تاریخی ایران در اكثر مراكز فرهنگی ـ پژوهشی آمریكا مثل دانشگاه های هاروارد، میشیگان، شیكاگو، انستیتو هنر دیترویت، موزه هنرهای زیبای بوستون و موزه فیلد شیكاگو را بگیرد. یازدهم تیر، مهم ترین خبری كه در كنار خبرهای جام جهانی، جلوی چشم ایرانی ها رژه رفت، حكم دادگاهی در آمریكا مبنی بر مصادرة الواح باستانی ایران در دانشگاه شیكاگو بود. مهم ترینِ آثار تاریخی ما در آمریكا هم همین مجموعة لوح های گلی است كه ارزش اولیة آن ، بیش از 70 میلیون دلار اعلام شده است.
این دستور، در حالی است كه این لوح ها در بخش شرق شناسی دانشگاه شیكاگو امانت هستند. (البته 72 سال از تاریخ این امانت می گذرد.) آخرین بار هم سیصد لوح از مجموعه، در سال 1383 به ایران برگشت. طبق تمامی قوانین قضایی دنیا، اشیای امانتی قابل توقیف و فروش نیستند، چه برسد به آثار باستانی كه جزو میراث جهانی محسوب می شوند و نمی توان به آن ها به چشم اموال تجاری و قابل خرید و فروش نگاه كرد. اگر این طور باشد، باید از فردا در موزه های آمریكا و انگلیس، چوب حراج به اشیای تاریخی ایتالیا بزنند، چون موسولینی از نازی ها در جنگ جهانی دوم حمایت كرده است. به این ترتیب، سنگ روی سنگ بند نمی شود!
فقط امیدواریم بقیة این لوح ها اگر به ایران برگشتند، در جای درست و حسابی نگه داشته شوند. این ثابت نگه داشتن رطوبت و دما لابد خیلی مهم است كه در همة موزه ها رعایت می شود و این قدر هم تأكید روی آن هست. و الا اگر قرار باشد مثل این سیصد تا در جعبة كارتنی در زیرزمین های نمور و تاریك موزه های خودمان نیست و نابود شوند، بهتر است آن ها را ببریم همان تخت جمشید، سر جایشان خاك كنیم تا بلكه آیندگان یك كاری برایشان بكنند!

رویشان چه نوشته اند؟

حدود 30 هزار لوح، در مدت 10 سال در تخت جمشید كشف شد كه هر كدامشان تقریبا به اندازة یك كارت اعتباری 40 سانتی متر مربعی بودند (5*۸ سانتی متر). این لوح ها به دوران داریوش اول هخامنشی (500 تا 400 سال قبل از میلاد مسیح) تعلق دارند و برای نوشتن آن ها از خط میخی عیلامی استفاده شده است. به طور كلی، این الواح به 2 دستة عمومی و سلطنتی تقسیم می شوند. بخش عمومی كه تعداد زیادی از لوح ها را شامل می شود، به موضوعاتی مثل داد و ستدهای تجاری، جیرة روزانة كارگران، ملیت هر كارگر و مشخصات او و همین طور محل زندگی اش می پردازد. این الواح به طور واضح نشان می دهند كه ساخت و ساز در تخت جمشید، بر اساس نظام برده داری نبوده و هر كارگر به ازای كارش مزد می گرفته است. درست برعكس اهرام ثلاثة مصر.
بر روی الواح سلطنتی به غیر از متن رسمی و اداری، مهر و نقوش سلطنتی وجود دارد و روی برخی از آن ها صحنه های شكار و تصاویر بعضی اسطوره ها حك شده است.
ماجرای پیدا شدن لوح ها و كلنگ زنی خارجی ها در تخت جمشید، از سال 1302 (1923 میلادی) شروع شد؛ سال هایی كه رضاخان داشت پروندة قاجار را می بست. در عرض 11سال، بیش از 30 هزار لوح گلی پیدا شد. بیشترشان هم در محوطة شرق تخت جمشید قرار داشتند و توسط گروه ارنست هرتسفلد آمریكایی آلمانی الاصل پیدا شدند.

چطور پیدا شدند؟

قبل از این كه جنگ جهانی دوم شروع شود، آلمانی ها، انگلیسی ها و آمریكایی ها راه افتاده بودند در خاورمیانه و شمال آفریقا و هر جایی را كه امكان داشت چند تا عتیقه زیر خاك باشد، چمبره می زدند و كارتن كارتن ظرف و كوزة گلی را با كشتی می فرستادند كشورهایشان. اگر هم پا می داد، جلوی همدیگر درمی آمدند و كارتن ها را از هم می دزدیدند؛ یك چیزی تو مایه های فیلم ایندیانا جونز . (البته نه به آن خالی بندی كه یك نفر استاد انگلیسی بتواند پدر تمام آلمان های نازی را دربیاورد.)
در سرزمین هایی كه این سرقت های هنری از آ ن جا انجام می شد، اصولا دولتی سر كار نبود و دربست مستعمره بود. یا اگر هم بود، خیلی راحت سبیلشان چرب می شد. چون واقعا یك مشت كوزة شكسته و آت و آشغال قدیمی به چه درد می خورد؟ این جور چیزها، آن موقع همه جا پیدا می شد و هنوز این قدر فرهنگی و حیاتی نشده بود كه همه، سر یك تكه كوزة قدیمی، داد و فریاد راه بیندازند.

چه چیزهایی روی كتیبه هاست؟

هخامنشیان، كتیبه های زیادی دارند. این كتیبه ها با خط میخی حك شده اند. در كنار بعضی از آن ها، ترجمه شان به عیلامی و بابلی هم حك شده تا همة آن هایی كه جزئی از امپراتوری ایران بوده اند، بتوانند آن ها را بخوانند. ما چون فونت میخی نداشتیم، ترجمة فارسی بخش هایی از چند تا از این كتیبه های زمان داریوش را برایتان نقل می كنیم:
كتیبه بیستون
تویی كه پس از این، این كتیبه را كه من حك كردم، یا نقش برجسته ها را خواهی دید، آن ها را از میان نبر. تا زمانی كه توانا باشی، آن ها را بپای.
كتیبه ساخت كاخ شوش
و زمینی كه رو به پایین كنده شد و شفته ای كه زده شد، مردم بابل این كار را كردند. چون سدر از كوهی به نام لبنان آورده شد. مردم آشور آن را آوردند تا بابل. یونانیان آن را تا شوش آوردند. چوب یكا از قندهار و كرمان آورده شد. تراشكارانی كه سنگ را كار گذاشتند، از یونانیان و لیدیایی ها بودند. زرگرانی كه زرگری كردند، از مادها و مصری ها بودند. مردانی كه چوب كار كردند، از لیدیایی ها و مصری ها بوده اند. مردانی كه خشت زدند، از بابلی ها بوده اند. مردانی كه دیوارها را تزئین كردند، از مادها و مصریان بوده اند.
كتیبه سوئز
فرمان دادم این ترعه را بكنند از رودی به نام نیل كه در مصر روان است به طرف دریایی كه از پارس می آید. آن گاه، این ترعه كنده شد؛ همان گونه كه من فرمان داده بودم. و كشتی ها از مصر از طریق این ترعه به سوی پارس رفتند بنا به خواست من.
كتیبه نقش رستم
راستی، این خواست من است. من دوست مرد دروغگو نیستم. من تندخو نیستم. آن چه در یك منازعه برایم رخ دهد، آن را با قوت پاس می دارم و با قوت خود مهار می كنم.
آن چه مردی دربارة مردی می گوید، آن مرا قانع نمی كند. تا آن كه گواهی دو تن را بشنوم.

هخامنشیان چه كسانی بودند؟

هخامنشیان اولین سلسلة پادشاهی درست و حسابی در خاورمیانه بودند كه حدود 210 سال عمر كردند (1170 ـ 960 قبل از هجرت). كورش كه خودش آریایی و از قوم پارس بود، در فارس، شاه شد و زد دمار حكومت ماد (یكی دیگر از اقوام آریایی) را درآورد و هر چه حكومت و كشور بین مدیترانه تا چین بود را به ایران سنجاق كرد. بعد از كورش، داریوش هم چهرة معروفی در میان هخامنشیان است. ساخت تخت جمشید در ابعاد 300 در 450 متر در نزدیك شیراز به دستور او آغاز شد. اولین سكه های تاریخ ایران به نام دریك در این زمان ضرب شد. كانالی 200 كیلومتری بین دریای سرخ و رود نیل و دریای مدیترانه كنده شد تا دو دریای مدیترانه و سرخ، به هم وصل شوند. (دو هزار سال بعد، كانال سوئز هم به همین منظور ساخته شد.) قدیمی ترین و معروف ترین جادة تاریخ ایران از جنوب استانبول تا شوش ساخته شد. طول این جاده 2500 كیلومتر بود كه هر 22 كیلومتر، یك استراحتگاه ساخته شده بود. (متوسط راهی كه هر نفر پیاده می تواند در روز برود، همین 22 كیلومتر است.) نامه برها یا همان چاپارها این مسیر را 15 روزه طی می كردند. بناهایی كه از این سلسله باقی مانده، تخت جمشید، نقش رستم، پاسارگاد و بیستون است كه این آخری، همین چند روز پیش توسط یونسكو به عنوان اثر جهانی اعلام شد.

چه كسی پیدایشان كرد؟

ارنست هرتسفلد (Ernest Herzfeld)، مرداد 1258، 23 جولای 1879 در آلمان به دنیا آمد. او به غیر از ژیمناستیك، به معماری و تاریخ هم علاقه داشت. بنابراین، سر از رشتة معماری دانشگاه صنعتی برلین درآورد. بعد سراغ تاریخ خاورمیانه رفت و همزمان به زبان های عربی، فارسی، یونانی، لاتین و چند زبان مردة دنیا مسلط شد و مبحث تاریخ آشوری ها را در درس تاریخ هنر درس داد. در 28 سالگی مدرك ph.D خود را در زمینة پاسارگاد گرفت. همزمان سفرهای خاورمیانة خود به عراق و ایران را هم انجام داد و در محوطه های باستانی تیسفون، سامرا، بغداد، پاسارگاد و تخت جمشید پلكید.
حاصل تحقیقات چهارسالة او، مجموعه ای چهارجلدی شد به نام تمدن بین النهرین . ارنست هرتسفلد كه حالا لقب اولین پروفسور و استاد باستان شناس خاورمیانه در جهان را به دوش می كشد، طی سال های جنگ جهانی اول، همچنان در عراق و ایران و مصر بود و چون دستش به كم نمی رفت، دو جلد هم دربارة خاستگاه ساسانیان نوشت. او انجمن دوستی ایران و آلمان را درست كرد و اولین طرح و نقشه های دقیق را از محوطة تخت جمشید كشید.

چه جور رفتند و برگشتند؟

ارنست هرتسفلد آن موقع عضو مؤسسه شرق شناسی دانشگاه شیكاگو بود. بنابراین، خانة دوم این لوح ها معلوم است كجاست. گروه او به بهانة بررسی روی لوح ها، آن ها را از ایران خارج كردند.
این كار با اطلاع رضاشاه و با چرب شدن سبیل ذكاءالملك فروغی (نخست وزیر وقت) و پسرش محسن فروغی، انجام شد و انتقال آن از طریق دكتر فیلیس آكرمن، پروفسور پوپ و همسرش صورت گرفت.
در سال 1326 (1948 میلادی) مؤسسه برای این كه حسن نیت خودش را به شاه جدید (محمدرضا پهلوی) نشان بدهد و از طرفی سر و صدای احتمالی مردم و روزنامه های آن موقع ایران را كه بعد از خفقان رضاخانی به جنبش افتاده بودند بخواباند، 179 لوح را با كلی سر و صدا به ایران پس داد. سه سال بعد هم چند كیلو گِل خرد شده فرستاد و اعلام كرد كه این هم بقیه اش؛ ببخشید یك خرده، خرد شده اند!
۵۳ سال گذشت. انقلاب در ایران باعث شد روابط تهران ـ واشنگتن كاملا قطع شود. تا این كه 15 اردیبهشت 1383، مؤسسه شرق شناسی دانشگاه شیكاگو برای نشان دادن حسن نیت ، یكهو سیصد لوح دیگر را برگرداند. ولی همزمانی این بازگشت با چاپ كتاب غارت بزرگ آثار باستانی ایران توسط آمریكا كه بر اساس اسناد رسمی دولت آمریكا و به خصوص سفارت این كشور در تهران توسط محمدقلی مجد جمع آوری و تهیه شده بود، این ظن را تقویت كرد كه مسؤولان آمریكایی از ترس این كه این كتاب در ایران خوانده شود، این حسن نیت را نشان داده اند. غافل از این كه هیچ كس در ایران خبری از این كتاب نداشت، چه برسد به این كه آن را بخواند!

برگرفته از سایت روزنامه همشهری



دنبالک ها: حراج تمدن ها 


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox